تبليغاتX
----------------- اندیشه پویا
شخصی - خبری - تحلیلی
 گفت و گو با مرتضی تمدن

گفت و گویی متفاوت با نماینده ای اصولگرا

 

    

چندی پیش گفت و گویی با مرتضی تمدن،نماینده شهر کرد در مجلس شورای اسلامی و عضو کمیسیون برنامه و بودجه داشتم که نکات جالبی را در بر داشت. نکاتی که این روزها حامیان دولت بیش از گذشته به آنها اشاره می کنند.

 

تمدن از جمله نمایندگان ذی نفوذ مجلس است که به دلیل نزدیکی فکری با دولت نهم ، بر تصمیم های دولتی ها هم بی تاثیر نبوده است.

 

در این گفت وگو تمدن به این اشاره کرد که بانک ها نقش بسزایی در دامن زدن به نقدینگی و تورم داشتند.

مسائل دیگری هم مطرح شد که باقی آن را می توانید در اینجا بخوانید.

|+| نوشته شده توسط پویادبیری مهر در چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387 | موضوع: سیاسی |
  "واي بر ديني كه در آن "نه" بيشتر ار"بله" باشد"

 فقط وزير ارشاد جواب دهد!

 

 

                                 "واي بر ديني كه در آن "نه" بيشتر ار"بله" باشد"

 

چند هفته پيش دي وي دي كنسرت ياني كه در تاريخ در تاريخ 16 آگوست سال 2006 منتشر شده است را ديدم.اين دي وي دي مورد تائيد وزارت ارشاد نبود و از آنطرف آبها به صورت قاچاق آمده بود و  به طور كامل كنسرت را در بر داشت.شب  گذشته دي وي دي همان كنسرت را ديدم كه از سوي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي_معاونت سمعي بصري – مجوز داشت.

 

اما نكته! قسمت هايي در اين كنسرت است كه جزو قسمت هاي ويژه است،مثل قسمتي كه دو وياليست با يكديگر مي نوازند،يكي آقايي است كه نوازنده ارمني است و ديگري خانمي است كه نوازنده ژاپني است،يك بخش ديگر هم هم آوايي دو خانم است كه همراه با اجراي كنسرت مي خوانند و جالب اينكه فقط به صورت صوت است،يعني واج هاي كه به كلمه تبديل نمي شوند.

 

وزارت فرهنگ هر دوي اين بخش ها را كه جزو بهترين بخش هاي اين كنسرت ياني در لاس وگاس آمريكا است به دلايل نامعلوم سانسور كرده است كه واقعا" جاي بسي تاسف دارد كه چنين انسان هاي كوتاه فكري در وزارت فرهنگ و ارشاد ما نشسته اند و تصميم مي گيرند كه هنر يك هنرمند را فقط به دليل اينكه جنسيت وي زن است با حذف آن زير سوال ببرند.

 

آقاي صفار هرندي جواب بدهند كه كجاي اين كنسرت هجو است و آيا نوع پوشش نوازنده زن ژاپني ايرادي دارد!آيا بايد اين نوازنده چادر بر سر مي كردند و به نواختن ويالون مي پرداختند كه رضايت آقايان در وزارت ارشاد فراهم شود؟

 

آقاي وزير به اين هم پاسخ دهند كه چگونه است كه همين روز گذشته به ترانه هاي جنيفر لوپز مجوز نشر مي دهند ولي اجازه پخش تنها چند دقيقه از نوازندگي اين ويالست را نمي دهند!شايد سر و سري با ايشان است!

 

با اين اقدامات نه نامسلماني مسلمان مي شود و نه مومنه اي به انحراف كشيده مي شود،بلكه اين دين است كه مورد تمسخر قرار مي گيرد.

 

آقايان بس است،دست از اين جهالت و كوتاه فكري برداريد،واي بر ما كه شما برايمان تصميم سازي و سياستگذاري مي كنيد.

 

مرحوم شريعتي مي گويد:"من به دنبال مذهبي هستم كه به من راه سعادت را نشان دهد و در برابر هر عمل من از من مسووليت بخواهد؛واي بر ديني كه در آن "نه" بيشتر از"بله" باشد.

واي بر آن دين و پيروانش!

 

|+| نوشته شده توسط پویادبیری مهر در سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387 | موضوع: تحلیل |
 چکه ای از تهران

اينجا تهران است

 

  

توی ترافیک سردر گم خیابونهای تهران برای  کار روزانه حرکت می کردم که یکدفعه چندتا بچه آمدند جلو یکی گفت:از من یک فال بخرید ، ترا خدا بخرید . یکی دیگه اون زد کنار و گفت نه از من گل بخرید بدید به دوستون که خوشحال بشه یکی دیگه اومد و اون زد کنار و گفت آدامس می خری فال هم دارم دیگه چی می خوای ؟ بگو ! من نگاهی به دور و برم انداختم و دیدم فقط چندتا بچه هستند ولی انگار چند تا آدم بزرگ برای فروش کالاهای خودشون دارند به هم می پرند تا بتونند چیزی بفروشند. از هیچکدوم چیزی نخریدم فقط نگاه  کردم . کمی جلوتر که رفتم  به یک پارک رسیدم  .

 

 توی پارک چند تا دختر را دیدم که کاملا" چهره غمگین به ظاهر شاد و خیابونی که معلوم بود از خونه و خودشو زندگی فرار کرده ...


ادامه مطلب...
|+| نوشته شده توسط پویادبیری مهر در یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387 | موضوع: عشقولانه |
 هنوز که نرفته است

چرا پور محمدی نرفت؟

 

  

تصميمات اخير دولت در عزل و نصب ها آنقدر شتاب زده و غير معقول بود كه شايد خود رئيس جمهور را هم غافلگيركرد و فرصت فكر كردن- اگر فكري در كار باشد - را از محمود احمدي ن‍ژاد گرفت.

 

پس از ،درز مطالبي از گوشه و كنار ها  كه از عزل مصطفي پورمحمدي و جايگزيني رحيمي، رئيس ديوان محاسبات به جاي وي خبر مي داد،ديگر قطعيت اين موضوع براي همه مسجل شد،اما ظاهرا قرار نيست كه رحيمي به جاي پور محمدي بيايد و شنيده ها حاكيست كه اطرافيان احمدي ن‍ژاد- زريبافان و ثمره هاشمي – با اين انتصاب مخالفت كرده اند و از آنجايي كه آنها نفوذ خوبي روي رئيس جمهور دارند به قطع يقين گزينه رحيمي برا ي سرپرستي وزارت كشور منتفي است.

در اين بين گزينه هاي ديگري مثل ابوترابي- نايب رئيس دوم مجلس شوراي اسلامي و مجتبي ثمره هاشمي، مشاور ارشد احمدي نژاد و يار دبستاني وي مطرح است و از آنجايي كه ثمره هاشمي در سال نخست دولت احمدي نژاد معاون سياسي وزارت كشور بود،احتمال مي رود كه وي دوباره  به ساختمان 19 طبقه اي ميدان فاطمي برود.

اين درحاليست كه در رفتن پورمحمدي شكي نيست،چه آنكه احمدي نژاد براي انتخابات سال آينده رياست جمهوري به گزينه ديگري در وزارت كشور نيازمند است،به گزينه اي كه در تقابل با وي نباشد!

 

|+| نوشته شده توسط پویادبیری مهر در دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387 | موضوع: سیاسی |
 گفتگو با مسعود دانشمند ، عضو هیات رئیسه اتاق بازرگانی و صنایع و معادن ایران

نفتی كه درآمد نيست

 

 گفتگويی از جنس بخش خصوصی با مسعود دانشمند

 .

 

موضوعاتى نظير، چگونگى مصرف پول نفت، دستيابى به نقطه آرمانى در صادرات غيرنفتى، حل مشكل مسكن و اشتغال و كنترل نقدينگى و تورم مى تواند سرخط مهمترين اهداف دولت به خصوص در شرايط زمانى حاضر باشد.چه آنكه تورم، رقم 5/18 درصد، براساس آمارهاى رسمى بانك مركزى را به خود مى بيند و صادرات غيرنفتى به زور احتساب معيانات گازى به ۲۰ ميليارد دلار مى رسد و در بخش مسكن حدود ۸۰۰ هزار واحد مسكونى ساخته شده كه براساس قانون برنامه بايد 5/1 ميليون خانه ساخته مى شد و نقدينگى به ۱۶۰ هزار ميليارد تومان رسيده و نرخ بيكارى به ۱۱ درصد رسيده است. اينها آمارهايى است كه نشان دهنده بيمار بودن اقتصاد يك كشور است. اقتصاد بيمارى كه هر از چند گاهى و از سوى چند مو سپيد تحصيل كرده در دانشگاه و چند متولى اجرائيات امر اقتصاد ايران در قالب هشدار، نسخه اى براى آن پيچيده مى شود تا شايد مرهمى باشد بر دردهاى آن.يكى از همين مجرب هاى اقتصاد كه دستى هم در تجارت و بازرگانى دارد و عضو هيأت مديره يك شركت بزرگ كشتيرانى است، مسعود دانشمند نام دارد.دانشمند عضو هيأت رئيسه اتاق بازرگانى و صنايع و معادن ايران و رئيس كميسيون گردشگرى اتاق ايران است. متولد ۱۲ تير ۱۳۲۸ فوق ليسانس صنايع و فوق ليسانس بازرگانى و مهندسى برق را از دانشگاه پلى تكنيك دريافت كرده است. وى از فعالان به نام حوزه حمل و نقل و بازرگانى و كشتيرانى است. دانشمند معتقد است: «پول نفت ما را تنبل كرده، چرا كه نفت را به عنوان يك درآمد در نظر داريم نه سرمايه».

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

نقش فعلى اتاق بازرگانى و صنايع و معادن ايران را به عنوان پارلمان بخش خصوصى در جهت دهى به جريان هاى اقتصادى چگونه ارزيابى مى كنيد؟

اتاق بازرگانى ايران بايد بدنه كارشناسى خود را براى اظهارنظر در خصوص مسائل جارى اقتصاد ايران تقويت كند، اما همه فعاليت ها نبايد ...


ادامه مطلب...
|+| نوشته شده توسط پویادبیری مهر در دوشنبه نهم اردیبهشت 1387 | موضوع: اقتصادی |
 سرپرست جدید وزارت کشور کیست؟

رحيمی را بيشتر بشناسيد!

 

  

محمدرضا رحيمي، متولد روستاي سريش آباد شهر قروه و از شيعه هاي کردستان است. وي 59 ساله است و از رشته حقوق در دانشگاه تهران فارغ التحصيل شده و مدتي در شهرهاي قروه و سنندج دادستان بود.

 

رحيمي در دهه هفتاد مدتي رئيس انجمن شهر سنندج شد و سپس به عنوان استاد درس حقوق دانشگاه آزاد مشغول به کار شد. پس از آن براي مدتي کوتاه مسوول بخش حقوق دانشگاه آزاد در تهران و در سال 1372 استاندار کردستان شد كه در اين استان درگير يک پرونده مالي در مورد زمين هاي دانشگاه آزاد بود که اين پرونده تا مدتها همچنان گشوده ماند. در انتخابات دوم خرداد، محمدرضا رحيمي که حامي ناطق نوري بود، تلاش بسياري براي راي آوردن ناطق كرد و مي گويند تخلفاتي نيز براي اين هدفش انجام داد.

در زماني كه وي استاندار دولت رفسنجاني در كردستان بود، رئيس جمهور وقت به اين استان سفر كرد. رحيمي كشاورزان را مجبور كرد كه دهها تراكتور خود را به گونه اي پارك كنند كه از بالا، جمله "درود بر هاشمي" را شكل بدهند.

علاوه بر اينكه ظاهرا در همين سفر، رحيمي بوسه اي جانانه نيز بر دستان هاشمي رفسنجاني زده است.

وي از 4 شهريور 72 تا 6 شهريور 76 استاندار کردستان بود.

 

پس از روي کار آمدن مجلس هفتم، او رييس ديوان محاسبات شده و گفته شد که دکترايش از يکي از موسسات فرانسه گرفته شده است!

رحيمي يک روز آقاي بهرامعلي ذيحساب نهاد رياست جمهوري در زمان خاتمي را خواسته بود و درباره مراقبت هاي خود از بيت المال گفته بود که يک روز مسئول دفتر من چند برگ کاغذ از بيت المال به دخترم داده بود و من او را برکنار کردم.

استاندار سابق کردستان، در انتخابات رياست جمهوري سال 84 از هاشمي حمايت کرد، اما بعد از انتخاب دكتر احمدي نژاد با وي رابطه حسنه اي برقرار کرد.

محمدرضا رحيمي در ديوان محاسبات کشور اقدامات مختلفي انجام داد.

 

* وي يکي از مسوولان اخراج شده شرکت بيمه ايران را که با توصيه يک نهاد امنيتي اخراج شده بود، به عنوان بازرس همان شرکت بيمه تعيين کرد، در نتيجه، گزارشي که از عملكرد بيمه ايران به دست دكتر احمدي نژاد رسيد، حاوي اطلاعات غلطي درباره اين شرکت بود که باعث شد رئيس جمهور دستور برکناري مديرعامل و تمام اعضاي شرکت بيمه ايران را بدهد. در حالي که بسياري از اتهاماتي که از سوي اين بازرس وارد شده بود، مربوط به مديرعامل سابق و يا اسبق اين موسسه بود.

 

* رحيمي با اعلام اسامي 119 شرکت و تاجر ايراني به عنوان بدهکاران نظام بانکي، با واکنش منفي مجلس مواجه شد چون تقريبا تمام اسامي و اطلاعات مخدوش بود.

 

* رحيمي يك بار در جمع خبرنگاران با افشاي ضرر 21 ميليارد دلاري کشور در قرارداد صادرات گاز ايران به امارات معروف به «كرسنت»، ظرف 25 سال آينده، مسوولان و مقامات پيشين وزارت نفت را متهم کرد. به مدتي کوتاه مشخص شد که اساس محاسبات و داده ها و آمارهاي وي غلط است.

 

* محمدرضا رحيمي در زماني كه در همايش مديران ديوان محاسبات در حضور رئيس جمهور گزارشي از يكي از سفرهايش مي داد، گفت: "در سوريه در شهر تاريخي بصرا که اسم آن را بعضا ممکن است نشنيده باشيد، يکي از مسلمانان به من گفت که من معتقدم اگر بنا بود بعد از پيامبر، پيامبري بيايد، آن احمدي‌نژاد بود و اين ابراز احساسات براي ما افتخار بزرگي است. در حلب ما افتخار مي‌کرديم؛ چرا که در اين شهر وقتي راه مي‌رفتيم همه به ما احترام مي‌گذاشتند و به برکت وجود شما (احمدي نژاد)، ما را مورد نوازش و احترام قرار مي‌دادند و حتي در جاهايي ما را به چاي و بستني دعوت مي‌کردند و مي‌گفتند دکتر احمدي‌نژاد رييس‌جمهور ماست. در اين کشورها حال و هواي ديگري حاکم بود."

رحيمي سپس بر غلظت تملق گويي هايش افزود و گفت: "در سال گذشته همايش اين ديوان با حضور دكتر حدادعادل برگزار شد و من در همان همايش عرض كردم كه در سال آينده در دولت جديد با تخلفات كمتري مواجه هستيم. در آن همايش، گزارش مشروحي از تخلفاتي كه در سال‌هاي گذشته صورت گرفته بود، به دكتر حدادعادل دادم، ولي در خدمت شما آماري ارايه نمي‌دهم؛ چرا كه مطمئن هستم دولت جناب‌عالي مملو از وزيران كارآمد، كاردان و پاكدامن است كه تخلفات در آن به شدت كاهش پيدا مي‌كند".

 

رحيمي به دكتر احمدي نژاد گفت: "ديوان محاسبات از تمام مديران كل، معاونان، مستشاران و دادياران كه در آن حضور دارند از پايين به بالا و از بالا به پايين معتقدند كه دولت شما يك دولت خدمتگذار است و بايد به آن كمك كرد."

وي در بخش ديگري از سخنانش در اين همايش ، اظهار داشت: "در دولت جديد با مديراني پاک دامن تخلفات کاهش مي يابد. در دو ماه گذشته بيش از 800 ميليارد ريال از دستگاههاي اجرايي گره گشايي شد و رقمي که بايد به خزانه باز گردانده مي شد، براي کارهاي عمراني در اختيارشان باقي ماند."

رحيمي خطاب به رئيس جمهور گفت: "من سابقه ديرينه‌اي با شما دارم و قصد داريم با شما همكاري همه‌جانبه‌اي داشته باشيم. ديوان جايي است كه به هيچ دستگاهي نياز ندارد اما ما در كنار شما خواهيم بود."

|+| نوشته شده توسط پویادبیری مهر در یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387 | موضوع: سیاسی |
 درباره دایره زنگی

تجربه ای به نام دایره زنگی

اولین تجربه پریسا بخت‌آور در مقام کارگردان یک فیلم سینمایی یکی از بهترین فیلمهایی است که در این چند ساله اخیر در سینمای ایران تولید شده است.

فیلم با اینکه تمام مشخصات سینمای عامه‌پسند را دارد اما در زیرمتن خود دارای نگرش ژرف اجتماعی و بررسی ناهنجاریها و تضاد و تقابل‌هایی‌ست به‌واقع میان سنت و دنیای مدرن و لزوم بازاندیشی و بازنگری به اینکه ما به لحاظ موقعیت تاریخی و جغرافیایی خودمان در این برهه زمانی کجای دنیا ایستاده‌ایم و راه تعامل با این روند به سرعت جلورونده دنیا چیست؟ موقعیت افراد و انسانهایی که حتی اگر نخواهیم به صورت نمادین با آنها برخورد کنیم حداقل به‌طور اتفاقی بازگوکننده نوع زندگی، افکار، عقاید، علامت سؤالها و واکنشهای خام ماست به این روند که از بی‌پاسخ‌بودنمان در قبال مسائل مطرح‌ در نظام فعلی دنیا حکایت دارد. در این میان البته ماهواره و مسأله آپارتمان و آپارتمان‌نشینی شاید به عنوان دو مؤلفه از میان همه گزینه‌های موجود مایه ایجاد و شکل‌گیری این پارادوکس‌ها و تقابل‌هاست در جامعه ما که در کنار داستان ساده، پر کشش، پرتحرک و جذاب فیلم بستری مناسب یافته است.

نگاه ریزبینانه و عمیق اصغر فرهادی در جایگاه فیلمنامه‌نویس، داستانگویی ‌یک‌بند و بی‌وقفه با جزییات دقیق و سنجیده، ریتم بسیار تند فیلم، حضور فعال و درگیر بودن دوربین به عنوان یک شئ غایب، ساختار روایی البته خطی و رو به جلو و در عین حال پازل‌گونه، جنس تدوین مناسب، بازیهای روان و خوب و ... همگی با هم یک کل خوب را می‌سازند، یک کل قابل ستایش و به‌حق یک مجموعه را. این فیلم با توجه به شلوغ بودنش به لحاظ تعداد آدمهایی که در فیلمنامه حضور دارند و به‌تبع آن تعدد بازیگرانی که در آن به چشم می‌آیند هرگز هرز نرفته و نویسنده و کارگردان توانسته‌اند از پس آن به‌درستی برآیند، نگرانی‌ای که معمولاً در بسیاری از فیلمهای ایرانی در شرایط مشابه به این حیث وجود دارد.

این فیلم البته به‌طور ضمنی به نقد عملکرد دولت در زمینه‌هایی نیز می‌پردازد و شاید نقدی باشد به برخورد با خودش از سوی ممیزی‌چیان وزارت ارشاد و فرهنگ اسلامی. فیلم دایره زنگی با وجود خداحافظی زودهنگام از جشنواره و ناراحتی‌هایی از این‌دست که سازندگان آن را آزرده‌خاطر ساخت، اصلاحیه‌های فراوان اعمال‌شده بر آن و فارغ از بود و نبود پر سر و صدای هدیه تهرانی به عنوان بازیگر، فیلمی سر پاست که به‌نظرم توانایی راضی نگه داشتن طیف وسیعی از مخاطبان با سلیقه‌ها‌ و جایگاه فرهنگی متفاوت را داراست.

دایره زنگی یاد می‌دهد که چگونه می‌شود فیلمی مفرح و سرگرم‌کننده ساخت، خوب کار کرد، مخاطب را حفظ کرد، به گیشه نظر داشت و از قضا کلی هم فروخت، در عین حال مبتذل و دم دستی هم نبود. پر از حرف بود و آینه‌ای اگر نه تمام‌نما، نیمچه‌نما، تا آن‌جایی که از یک فیلم با قد و ظرفیت و وسع خودش انتظار می‌رود. تا آن‌جایی که وظیفه فیلم و سینماست و تا آن‌جا که زور سینما به عنوان یک مدیوم می‌رسد.

اینکه خیلی‌ها این فیلم را "اجاره‌نشین‌ها"ی دهه 1380 می‌دانند پر بی‌راه نیست. فیلمی که اگر حتی امروز دیدنش را فراموش کنیم، ماندنی است.

|+| نوشته شده توسط پویادبیری مهر در جمعه ششم اردیبهشت 1387 | موضوع: فرهنگی |
 مرگ به دلیل تحقیر از سوی استاد

خودكشي دانشجوي دكتراي دانشگاه شهيد بهشتي

 

       

 

يك دانشجوي دوره دكتري در دانشگاه شهيد بهشتي به دليل مشکلات مالي، توانايي تهيه رساله دکتراي خود را نداشت و هنگامي که استاد وي اين مطلب را مي‌شنود، در جمع دانشجويان از او مي‌پرسد" براي چه زنده مانده"و او که تهديد به خودکشي مي‌کند، در کمال ناباوري و در جلوي چشم همکلاسيان با خوردن سيانور خود را مي كشد.

اين دانشجو بدون شك به دليل مسائل و مشكلات مالي مورد تحقير وقيحانه از سوي استاد خود قرار گرفته كه به نوعي اين استاد در مقام قاتل قرار دارد و بايد مسوولان به وضعيت اين قاتل رسيدگي كنند،البته گفته مي شود خانواده اين مرحوم ز اين استاد دانشگاه به مراجع قضايي شكايت كرده اند.

اين دانشجو "شهروز کشاورز" نام داشت و دانشجوي 35 ساله مقطع دکتراي شيمي دانشگاه شهيد بهشتي بود.

 

|+| نوشته شده توسط پویادبیری مهر در جمعه ششم اردیبهشت 1387 | موضوع: خبر ویژه |
 وزیر اقتصاد معزول

بودن یا نبودن؛ هر دو شيرين است

 

نمي‌دانم به چه كسي مي‌گويد، اما حدس‌هايي مي‌زنم. شايد غلامحسين الهام، شايد داود دانش جعفري معزول، شايد مصطفي پورمحمدي، شايد آنهايي كه از دولت كناره‌گيري كردند و شايد يك اخطار است به كساني كه با وي مخالفت مي‌كنند و فرامين وي را اجرايي نمي‌كنند.

 رئيس جمهور را مي‌گويم، محمود احمدي‌نژاد، ششمين رئيس جمهوري ايران. منظورم آخرين و تازه‌ترين سخنان رئيس جمهوري است. همين صبح روز چهارشنبه در استاديوم ورزشي قدس همدان گفته است: «اشكالي ندارد، اگر كساني نمي‌خواهند همراهي كنند، اگر جسارت و اقتدار و ايمان لازم را براي مقابله با بي‌عدالتي‌ها ندارند، روي بي‌عدالتي را «ماست‌مالي» نكنند. اجازه بدهند و بدانند ملت ايران و خادمان كوچك آنان در كنار هم ايستاده‌اند و تا رفع همه فاصله ‌ها و تبعيض‌ها و برپايي عدالت از پا نخواهند نشست».

 وقتي اين‌گفته‌هاي احمدي‌نژاد را از تلويزيون تحريريه شنيدم و وقتي آنرا در كنار جمله‌هاي وي در نامه‌اي كه به حداد عادل رئيس مجلس هفتم مجلس كه هميشه با دولت راه آمد و جلوي دولت در نيامد،مي‌گذارم اول به ياد اين جمله مي‌افتم كه احمدي‌نژاد در نخستين سخنراني خود پس از زمامداري گفت: «با هيچكس تعارف ندارم و با كسي پيمان برادري نبسته‌ام». اما از طرفي ذهنم درگير  مثلث اقتصادي دولت نهم مي‌شود. مثلثي كه سه تن از معتمدان رهبري در آن حضور داشتند و به احمدي‌نژاد در انتخاب وزرا مشاوره مي‌دانند. فرهاد رهبر، ابراهيم شيباني و داود دانش‌جعفري.

 اما هر سه اينها رفته‌اند و زماني كه اين يادداشت را مي‌نویسم اين پيامك هم روي تلفن همراهم می آید: «رحيمي به جاي پورمحمدي به وزارت كشور آمد». بله. درسته، پورمحمدي هم رفت. پورمحمدي هم نتوانست با رئيس جمهور و سياست‌هايش كنار بيايد. 

ديگر به اينكه هر روز يك پيامك تعجب‌برانگيز که شامل خبری شگفت و ناگهانی از تغییرات در دولت باشد را دريافت كنم،عادت كرده‌ام. 

اولي آن هم مربوط به شايعه تغيير وزير اقتصاد بود كه از سوي الهام «دروغ 13» ناميده شد و بعد محقق شد و خود الهام هم استعفا داد و باقي ماجراها كه همه مي‌دانند.  

به راستي مگر مديران و مجريان يك جامعه سياستگذار آن جامعه نيستند؟! اگر هستند چه زود مي‌آيند و چه زود مي‌روند! اگر نيستند پس چه هستند؟! نماد، نشان، سمبل! مگر مي‌شود وزيري مثل وزير اقتصاد كه بايد برنامه‌هاي زيرساختي اقتصاد كشور را تدوين كند و در مدت زماني نسبتاً طولاني - حداقل 4 سال - آنرا اجرايي كند، به خاطر نداشتن تفاهم با رئيس‌اش ‌و به خاطر اينكه حرف او را مبني‌بر عزل دسته‌جمعي اعزاي هيأت مديره بيمه ايران گوش نداده است و اينكه در كاهش نرخ سود بانكي اخلال ايجاد كرده است، مهره سوخته محسوب شود؟!

 اما براي وزيرمعزول اقتصاد هم حرف براي گفتن دارم. حرف‌هايي در جواب رازهاي مگويي كه عصر سه‌شنبه در باب همايون و در مراسم توديع خود براي نخستين‌بار زد. وزيري كه قرار نبود به وزارت اقتصاد بيايد. قرار بود به وزارت جهاد برود و فرهاد رهبر به وزارت اقتصاد بيايد اما تقدير چنين رقم زد كه دانش جعفري به وزارت اقتصاد برود شايد اگر مي‌دانست كه قرار است كه چه اتفاقاتي براي اقتصاد ايران در در اين 3 سال رخ دهد، هيچگاه به ساختمان باب همايون نمي‌رفت. 

 نقدينگي به رقم بي‌سابقه 153 هزار ميليارد تومان رسيد، دولت با كسري بودجه 12 هزار ميليارد توماني روبرو شد، حساب ذخيره‌اي ارزي به قلك دولت تبديل شد كه هرگاه دولت خواست از آن برداشت كند، بانك‌ها در خطر ورشكستي قرار گرفتند و دست آخر تورم آتش به خرمن مردم زد.فشارها بالا گرفت و وزير آرام و مهجور اقتصاد، كمتر در جمع خبرنگاران حضور ‌يافت. 

به ياد دارم آن روزي را كه از وي پرسيدم كسري بودجه دولت چقدر است؟

 وي به آرامي پاسخ داد: شما چه فكر مي‌كنيد؟ پاسخي به رسم مديران دولت نهم، پاسخ سوال با پاسخ!

من گفتم: 12 هزار ميليارد تومان.

 وزير دولت مهرورزي نمي‌توانست قبول كند اين رقم را و گفت: چه كسي گفته است؟  

گفتم : بر اساس پژوهش ‌كارشناسان بودجه‌ريزي اين رقم بدست آمده است.

پاسخ علمي بود. وزير گفت: دروغ است.

 بالاخره وزير بود ديگر، نمي‌توانست بگويد قبول دارم!

 از آن زمان 6 ماهي گذشت تا اينكه صبر وزير آرام هم سرآمد و در سالني كه مملو از جمعيت بود و در جلوي چشمان رئيس دفتر مقام معظم رهبري، معاون اول رئيس جمهور و مديران عامل بانك‌ها در آخرين سخنراني‌اش با منصب وزيري اقتصاد از همان ابتدا بغض گلويش را تسخير كرد و در پايان نتوانست آن را پنهان كند و اشك‌هايش جاري شد.

 لحظه‌ غم‌انگيزي بود. اما مگر وي نمي‌دانست شرايط اينگونه سخت است؟

  مگر شرايط را درك نكرده بود؟ چرا زودتر نرفت. چه آنكه هنوز دو هفته از آمدنش به وزارت اقتصاد نگذشته بود كه امضاي وي بر دويست توماني‌ها نقش بست، انگار كه وي از وزارت خوشش آمده بود. ديگر فايده نداشت. آنگاه كه بايد اعتراض می كرد نكرد و ريختن اشك‌هاي وزير معزول پاي تريبون دردي از وضعيت اسفبار اقتصادي و معيشت مردم دوا نمي‌كند. چه آنكه پيش از وي نيز خيلي‌ها اشك ريختند، اما چه حاصل ديگر دير شده بود. اینجا بود که این جمله درباره وزیر اقتصاد در ذهنم نقش بست: بودن یا نبودن؛ هر دو شيرين است!

|+| نوشته شده توسط پویادبیری مهر در چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387 | موضوع: اقتصادی |
 گفتگو با نمایندگان غایب مجلس

غيبت نكن ! بهت مي گم غيبت نكن!

 

در اخبار آمده بود که این روزها غیبت­های موجه و غیر موجه نمایندگان مجلس بالا گرفته و روز چهارشنبه (هفته گذشته) غیبت بیش از حد نمایندگان، سرانجام مجلس را به تعطیلی کشاند.

از آنجا که انتشار چنین اخباری می تواند دستمایه طعن و انتقاد عده ای از بداندیشان شود، «فارو» از چند تن از نمایندگان خدوم و شریف و غایب مجلس هفتم در این باره سوالاتی پرسیده است:

 

******************

 

فارو: حضرتعالی از نیمه اسفند به بعد در مجلس حضور نداشتید علت این امر چه بوده؟

آقای جیم: بسم الله الرحمان الرحیم و به نستعین. عرض شود که ملت همیشه در صحنه ایران و به خصوص مردم خوب و با صفا و فهیم و قدردان حوزه انتخابیه خودم بدانند و آگاه باشند که دغدغه همیشگی ما، خانه ملت بوده و هست.

در این یکی دوماه هم این دغدغه بیشتر دنبال شده و ان شاالله در آینده هم بیشترتر دنبال خواهد شد. فلذا آسوده بخوابند که ما بیداریم.

ضمن اینکه از شرکت در مرحله دوم انتخابات و رای به خادمان خودشان که همیشه دغدغه شان خانه ملت بوده و هست فراموش نفرمایند. کد انتخاباتی بنده هم 2 ب 836 است و امشب هم به روال شبهای گذشته محفل پرفیضی به همراه چلوکباب سلطانی در منزل حقیر برپاست که شرکت در آن برای عموم رای دهندگان بلامانع است و رحمه الله و برکاته.

 

******************

 

فارو: جناب آقای دکتر دال، شما با شعار ژاپن اسلامی به مجلس هفتم رفتید...

دکتر دال: خب منظور؟

فارو: آیا غیبت های مکرر شما در مجلس در این راستا بوده؟

دکتر دال: این چه سوال بی ربطی است که می پرسید؟ من نمی دانم شما خبرنگارها کی می خواهید دست از این عقب ماندگی بردارید و به جای پرسیدن سوال های چرند، مثل خبرنگارهای کشورهای مترقی سوال های خوب و مفید بپرسید؟

فارو: به نظر حضرتعالی چه سوالی خوب و مفید است؟

دکتر دال: مثلا راز پیشرفت ژاپن و چگونگی ساختن ژاپن اسلامی. شما از این سوال ها بکن تا من با مهربانی سه ساعت دراین باره سخنرانی کنم.

فارو: چشم. آقای دکتر دال؛ لطفا بفرمائید راز پیشرفت ژاپن و چگونگی ساختن ژاپن اسلامی چه ارتباطی با غیبت های مکرر شما در مجلس هفتم دارد!

دکتر دال: نخیر مثل اینکه شماها درست بشو نیستید. الان بهت نشان می دهم... آهای یکی اون شمشیر شینزو آبه من را بیاورد تا این مزدور رو به طریقه سامورایی از وسط به دو نیم کنم... پس چی شد این شیزوآبه من...

 

******************

 

فارو: الو... سرکار خانم ط؟

خانم ت: بنده خانم ت هستم، دسته ندارم!

فارو: عذرخواهی می کنم. سرکار خانم ت آیا صحت دارد که غیبت های اخیر شما از مجلس به خاطر انتخابات مجلس هشتم است؟

خانم ت: ابدا چنین چیزی صحت ندارد. من با دلیل موجه غیبت داشته ام. آقای حداد عادل هم در جریان هستند.

فارو: ممکن است به ما هم بفرمایید.

خانم ت: بله... اواخر بهمن ماه گذشته، جایتان خالی دختر وسطیم وضع حمل کرد و یک پسر کاکل زری به دنیا آورد. ماشالله ماشالله خیلی پسر خوشگلیست و بزنم به تخته در زمان به دنیا آمدنش سه کیلو و چهارصد و سه گرم وزن داشت. خب منِ اصولگرا هم که نمی توانستم دختر معصوم و بچه دسته گلش را توی شهر غریب تنها بگذارم، این بود که یک چند وقتی آمدم پیشش و بعد از اینکه این بچه را از آب و گل بگیرم بر می گردم تهران.

فارو: امکان اینکه چند روزی از دخترتان مرخصی بگیرید و به تهران بیایید نبود؟

خانم ت: این طفل معصوم که حرفی ندارد. منتها پاریس کجا، تهران کجا!

 

******************

 

فارو: جناب آقای فه! با توجه به میزان بالای اصولگرایی مجلس هفتم و شخص جنابعالی که همواره به عنوان یکی از سمبل­های جریان اصولگرایی شناخته شده اید، می خواستم ارتباط بین اصولگرایی و غیبت های مکرر شما و برخی از همفکرانتان را جویا شوم. به خصوص اینکه شخص شما همواره بر عنصر "پاسخگویی" تاکید و اصرار داشته و دارید.

آقای فه: بله.

فارو: چی بله؟

آقای فه: همان.

فارو: کدام؟

آقای فه: بنده هم موافقم.

فارو: با چی؟